مدتی نبودم. بگذارید به حساب مشغله ی کاری و کمی هم تنبلی.
اما حالا که کمی بی کارترم، می خواهم دوباره کمی بنویسم.
در این مدت که حسابی سرم شلوغ بود، کارهای زیادی را فیلمبرداری کردم؛ البته اغلب مستند. با مهرداد اسکویی و سعید حدادی و فرحناز شریفی و سعید تارازی و مهناز افضلي و مهدی قربانپور و صادق جعفری و حمید ریاضی عزیز و كمال زحمتكش و محسن سخا و سام ارجمندی مهربان و این اواخر آرش لاهوتی با استعداد.
کار کردن با همه ی این دوستان برایم تجربه های خوب و ارزشمندی بود. اما واقعیت این است که آدم همیشه از کار کردن با افراد مختلف لذت نمی برد. (هرچند که این هم خودش تجربه ای است) به هر حال این ۶ ماه برای من پر بوده از اتفاقات خوب و بد و آشنایی با آدم های جورواجور.
چند اتفاق خوب هم افتاد: فیلم «مرغ سحر» که پارسال مهدی باقری ساخته بود و من فیلمبرداری کرده بودم از جشنواره فیلم کوتاه تهران ۲ تا جایزه مهم گرفت: بهترین تحقیق و پژوهش و بهترین فیلم مستند جشنواره. فیلم «اینجا تهران است» هم كه سعید حدادی (برادرم) ۳ سال پیش ساخته بود و در واقع پروژه پایان نامه ی دوره لیسانس من د ردانشکده سینما تئاتر بود در بخش مسابقه جشنواره «تامپره» فنلاند که جزء معتبرترین جشنواره های فیلم کوتاه در دنیاست پذیرفته شد و قرار است نزدیکی های عید به نمایش در بیايد.
نکته ی جالب اینکه این دو فیلم جزء فیلمهای مورد علاقه ام هستند و من خیلی دوستشان دارم.
در آخر
یک عکس از پشت صحنه ی آخرین فیلمی که کار کرده ام: «عشقبازی به سبک ایرانی» فیلم آرش لاهوتی.

من فیلمبردارم و این روزها اسمم را بیشتر در سینمای مستند می شناسند. ایدهی به وجود آوردن یک وبلاگ از آنجا ذهنم را درگیر کرد که احساس کردم به خاطر تعدد کارهایی که این روزها به عنوان فیلمبردار انجام میدهم، خیلی چیزها کمکم دارد از یادم میرود؛ چیزهایی که لااقل به عنوان خاطره برایم مهم هستند و به یاد داشتنشان چند سال بعد، مسیر پر پیچ و خمی را که پشت سر گذاشتهام به من نشان خواهد داد. این وبلاگ هم قرار است جایی باشد که "خاطرات تجربی"ام از سینمای مستند را در آن نگه دارم. اگر این نوشتهها خواننده و مخاطبی هم پیدا کرد، که چه بهتر! نظر او را هم میشنوم.
اما یک نکتهی مهم: میخواهم در این وبلاگ با نگاه انتقادی و زبان صریح خاطرات دوران فیلمبرداریام را بگویم. برای همین باید از دوستان فیلمساز و غیر فیلمسازی که ممکن است از نوشتهها و خاطرات من ناراحت بشوند، عذرخواهی کنم و بگویم که فکر میکنم دیگر دورهی تعارف و قربانصدقههای الکی گذشته و باید راه و روش دیگری پیش بگیریم تا درجا نزنیم.
امروز فیلمبرداری یک فیلم مستند را شروع کردیم دربارهی مشاغل مختلف در تهران؛ فرحناز شریفی کارگردان، فرشید فرجی صدابردار و سعید قوامی مدیر تولید آن هستند. پیام نصیری هم دستیار من است.
"این هم دو عکس از اولین روز فیلمبرداری"

